
من بقیةالله هستم
احمد بن اسحاق قمي مي گويد:
به حضور امام حسن عسکري (عليه السلام) رسيدم. مي خواستم از ايشان سؤال کنم که جانشين آن امام همام (عليه السلام) کيست؟
بدون اين که سؤال خود را بپرسم، حضرت (عليه السلام) خود فرمود:
اي احمد بن اسحاق! خداوند از زمان خلقت آدم (عليه السلام) تاکنون، زمين را از حجّت خويش خالي نگذاشته و تا قيامت نيز چنين خواهد بود تا به واسطه او بلا از اهل زمين دور ماند، و باران نازل شود، و زمين برکات خود را خارج کند.
عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! امام و خليفه بعد از شما کيست؟
آن گاه امام حسن عسکري (عليه السلام) از جا برخاست و وارد اتاق شد و در حالي که پسر بچّه اي را که حدود۴ سال بيش تر نداشت در آغوش گرفته، خارج شد، چهره آن طفل چون ماه شب چهارده مي درخشيد.
امام (عليه السلام) فرمود: اي احمد بن اسحاق! اگر نبود کرامتي که در نزد خدا و حجج الهي داشتي، فرزندم را به تو نشان نمي دادم. او هم نام و هم کنيه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) است، و زمين را آن گاه که از ظلم و جور انباشته شده باشد، پر از عدل و داد مي کند.
اي احمد بن اسحاق! او در اين اُمّت مانند حضرت خضر (عليه السلام) و ذي القرنين مي باشد، خداوند او را از ديده ها غايب مي کند، و هيچ کس غير از آن ها که بر عقيده به امامت ثابتند و براي تعجيل در فرجش دعا مي کنند، از مهلکه غيبت او رهايي نمي يابند.
عرض کردم: مولا جان! آيا علامتي هست که قلبم به آن اطمينان پيدا کند؟
در اين هنگام، آن پسر بچه به زبان عربي فصيح گفت:
(من بقيّة الله در زمين، و انتقام گيرنده از دشمنان خدا هستم.)
-
پس از اين که به طور آشکار مشاهده کردي، علامتي را جست و جو مکن!
آن روز خوشحال و شاد از محضر امام (عليه السلام) خارج شدم. فردا دوباره به حضور امام (عليه السلام) شرفياب گرديدم و عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! از آنچه به من ارزاني فرمودي بسيار مسرور شدم، امّا آن سنّت جاريه اي که فرمودي از خضر (عليه السلام) و ذي القرنين در ايشان موجود است، چيست؟
امام (عليه السلام) فرمود: غيبت طولاني او است.
عرض کردم: مگر غيبت او بايد طولاني شود؟
فرمود: آري! قسم به خدا! آن قدر طولاني مي شود که اکثر آنهايي که قايل به وجود او خواهند بود از عقيده خود باز خواهند گشت، و جز آنهايي که خداوند از آن ها به ولايت ما پيمان گرفته است، و ايمان را در قلب هاي آنها تثبيت نموده و آن ها را به روحي از ناحيه خويش تأييد فرموده، کسي در اين اعتقاد باقي نمي ماند.
اي احمد بن اسحاق! اين امري است از امور الهي و سرّي است از اسرار خدا، و غيبي است از اخبار پنهان خدا. آنچه را که به تو رساندم، نگه دار و پنهان نما و از شاکرين باش و فرداي قيامت در اعلا علّيين در کنار ما باش!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:42  توسط مهدي عشق
|
سلام به همه عزیزان و دوستان جوان و خوش ذوق و اخلاق میهن اسلامی عزیز
سال نوتون مبارک باشه
. ان شاالله سال پربرکت و خوب و سرشار از لحظه های زیبا و قشنگ داشته باشین.
امیداوارم که حال همگی شما عزیزان خوب و خوش و خرم باشه و در سال جدید موفقیت های بسیاری رو به دست بیارین و پله های ترقی رو یکی پس از دیگری پشت سر بزارین و برسین به آرزوهای خوبتون .
من از صمیم قلب برای شما دوستان آرزوی موفقیت و کامیابی دارم .
من بعد از مدتی دوری برگشتم و میخوام توی این سال جدید مطالب بسیارخوب و دلچسبی رو ارائه بدم ودر این راه نظرات شما بهترین کمک و یاری به من میتونه ارائه بده .
همیشه این دعا سر زبونتون باشه . ان شاالله این سال رو خداوند کریم و رحیم و.......... سال ظهور یوسف زهرا قرار بده ..(( اللهم عجل لولیک الفرج)) 
فعلا بای
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 19:3  توسط مهدي عشق
|
شک و تردید همواره حالاتی آشنا برای انسانها بوده است. افراد مردد و حیوان به این سو و آن سو می نگرند و همواره این سوال برایشان پیش می آید که آیا قدرتی وجود دارد که بتوان از آن کمک گرفت . این تردید به خاطر عدم اعتماد و ایمان کامل به وجود قدرت برتری است که تمام کائنات زیر قدرت خود دارد.
هنگامی که در حالت دعا قرار می گیرید به این موضوع ایمان داشته باشید که قدرت روحی شما تنها علت و سبب و تنها عامل نجات دهنده شماست و از صمیم قلب اطمینان حاصل کنید که با وجود آن هر غیر ممکنی ممکن و هر عملی میسر می شود. در وهله اول این جمله تاکیدی را همواره با خود تکرار کنید: روزی خواهد رسید که من به آرزوی خود برسم. آری روزی می رسد که من خوشبختی خود را بیابم " اما فراموش نکنید که خواست و آرزوی خود را به آینده و به بعد موکول نکنیم و آن چه می خواهیم در زمان حال از ضمیر باطن بخواهیم و به آسانی بدان جان ببخشیم و البته این در صورتی میسر است که به آن ایمان کامل داشته باشیم.
هنگامی که برای کسی دست دعا به سوی آسمان بلند می کنید او را در اعماق روح و ضمیر باطن خود بنشانید و او را با چهره ای شاد و روحی آزاد ببینید و از اینکه دعایتان مستجاب خواهد شد شکر گزاری کنید . هنگامی که با روح و اعتقاد روبه سوی خداوند می کنید با شناختی که از او دارید می دانید که آرزویتان را بر آورده خواهد کرد.
زیرا خداوند هرگز با شکست میانه ای ندارد . نه آن را می شناسد و نه آن را برای بندگانش می خواهد. بعنوان مثال اگر تصویر تندرستی عزیز بیمار خود را به ذهنتان بسپارید و تمامی دقت خود را بر روی بهبودی او متمرکز کنید خداوند نیز بر این تمرکز ذهن شما صحه خواهد گذاشت.
آخرین مرحله دعا شامل شناخت و قبول آن است و اعتقاد به این مسئله که حتما اجابت خواهد شد. اما این نکته را به خاطر داشته باشید که ما هرگز قادر به دیدن وجدان و ضمیر و اعتقادات باطنی خود نیستیم , اما می توان با قدرت ایمان به آرزوهای خود جامه عمل بپوشانیم و دعا ها را مستجاب کرد.
اما بیشتر اوقات این سوال به ذهنمان خطور می کند :" پس چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟ پاسخ آن در سوال پنهان است. زیرا ترس و تردید در آن به خوبی روشن است . چنان به خداوند ایمان داشته باشید که در
کودکی خود را به مادر می سپردید و جز او کس دیگری را نمی شناختید و عشق او را با تمام و جود احساس می کردید هنگامی که در مورد استجابت دعاهایتان دچار شک می شوید ,
دقت خود را بر خواسته تان متمرکز کنید . پس از آنکه تمام ذهن و فکر خود را از این فکر و ایده انباشتید , پس از چندی شاهد رشد و شکوفایی آن خواهید شد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:31  توسط مهدي عشق
|